خرید بک لینک
آب زنید راه را هین که نگار میرسد مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد راه دهید یار را آن مه ده چهار را کز رخ نوربخش او نور نثار میرسد چاک شدست آسمان غلغلهایست در جهان عنبر و مشک میدمد سنجق یار میرسد رونق باغ میرسد چشم و چراغ میرسد غم به کناره میرود مه به کنار میرسد تیر روانه میرود سوی نشانه میرود ما چه نشستهایم پس شه ز شکار میرسد باغ سلام میکند سرو قیام میکند سبزه پیاده میرود غنچه سوار میرسد خلوتیان آسمان تا چه شراب میخورند روح خراب و مست شد عقل خمار میرسد چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار میرسد سلام خدمت همگی، راضیه من داره میاد پیشم، امروز هم رفت تو لیست بهترین روزهای زندگی من، امیدوارم همتون به عشقاتون برسید، امروز 4 شهریورماه 1396 یکی از بهترین روزهای سال، کلا شهریور و فروردین بهترین ماه های سال هستن خخخخخخ

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

سلام سلاااام

حدث زدم يه چيزي نوشتي خداوكيلي خوندن اين مطلب بيشتر ديدن نتايج شادم كرد خيلي خووووووشحالم خيييييييلي خدا دوستم داره چون داره روزاي خوبو برام ورق ميزنه خيلي دوووستت دارم خيييلي خوشحالم كسي هست كه اين روزا رو باهاش شريك بشم كسي كه فقط شادي من براش مهمه روزاي دوري تمامه من شادم تو شادي زندگي قشنگه

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

حلالم کن دلبر، بدرقه با کاسهای از آب کن دلبرمرا با بوسهای آرام کن دلبراز این جا با نگاهت همراه کن دلبرمیروم در راه تو جان بسپرمکسی را جز تو ندارم من دوست دلبرنوشتم با همان خودکار آبیتو شمعی و دلم پروانه شد، پرواز کرد دلبرصدای تو قشنگ و پر ز احساس است آریهمان روزی که دیدم روی تو خانهام آباد گشت دلبرتنم غرق به خون و خسته از آوار غربتشدی تو جانپناه و طبیب قلب بیمارم دلبرنمیدانم تو از گلبرگ گلهای کجایینمیدانم که آیا سرچشمهداری از کوه خداییبه احساسم نه شک دارم نه تردیدی به هیچ وجهولی میدانم که تو از جمله خوبان خداییبه راه آسمان قصد سفر کردم اینبارکه شاید تهفهای یابم برازنده به احوال جمالیکه حتی در درگه دوست گویندکه کیست او که اینگونه به دنبالش روانیدلم آواز میخواهد، دلم یک قله آفاق میخواهدزنم بر سینه خود مشتهایی، بگویم دلبرا جانان من آخر کجاییبگویم اول از طرز نگاه تو، که خلقی آواره از سوران توهمه عالم در آستان صحن تو شاداب گشتند، به خلق گویند که تو موعود زمانینه مجنون قدر تو داند، نه فرهاد، خدا باید که آرد یوسف توکه گمگشته در چشمان تو باشد، راه یابد به راهی که مقصودش تو باشیببار باران ببار بر حال چشمانم آریبزن بر صورتم سیلی هزاریمن اینجا و تو آنجا، شمع و پروانه بدور از هم گشتندگریه شادی که میآید او از شهر جداییدعا کردم به درگاه خدا از شب تا صبحسحرگاهان خدا بر سجاده نمناکم گفت

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

یادش بخیرسال گذشته دقیقا همین امروز بود که تو اون عصر شیرین، شیرینی لبات رو روی صورت خودم حس کردماونجا اولین بار بود که حس کردم خوشبختمچقدر ذوق داشتم و تا روزها بعدش دست روی صورتم میکشیدم و لبخند میزدمبه حق که تو شیرینترین اتفاق زندگی من بودی و هستی و خواهی بوددوستت دارمسالگرد اولین بوسمون مبارک عشق ابدی من

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

دیروز برای اولین بار بعد از گذشت 3 ماه و پنج روز تونستم دست تو دستای تو بذارم، چقدر هم زود گذشت اون یک ساعت. دوباره دستات رو بوسیدم و یادم افتاد چقدر بدون تو زندگی سخته، دیروز دوباره خندیدنت بهم آرامش داد، دیروز باز خوشحال دیدنت دلیل زندگیم شد. همیشه باش، همیشه بمون، حتی اگه فرسخ ها ازم فاصله داری، از اون دور دورا بهم نگاه کن ...

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

عشق تو ریشه در اعماق وجودم دارد ریشه در آخر و آغاز سجودم داردبوسه از باور تو تا کجا میخواهد مست این عشق شدم جان کجا میخواهداین چه حالیست که عشق تو برای من ساخت این چه عشقیست که دنیای مرا گیر انداختنگذار عاشق تو این همه آشوب شود سمت تو آمده ام حال دلم خوب شودزیر پاهای تو خاک تو شوم چیزی نیست سالی یک بار هلاک تو شوم چیزی نیستچشم های تو به اندوه من عادت دارد شعر در قامت توصیف تو لکنت داردهرکسی غرق تو شد وارث تسکین شده است حال مایی که دو پیمانه زدی دیر شده استحال مایی که دو پیمانه زدی دیر شده است …این چه حالیست که عشق تو برای من ساخت این چه عشقیست که دنیای مرا گیر انداختنگذار عاشق تو این همه آشوب شود سمت تو آمده ام حال دلم خوب شود

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

خدا نیاره روزی که تو حالت بد باشه و مریض، مثل گنجشکی بشی که گوشه حیاط خونه خیس آب شده، من طاقت مریض شدنت رو ندارم عروسک من، شاخه نبانم. هر بار که تو حالت بده من کنارت نیستم. کاش میشد نباشم و این روزهات رو نبینم دلبر من...کاش دنیا اینقدر ساده بود که وقتی یکی حالش بد بود راحت یه کلید رو میزدی و دوباره حالش شاد و شنگول و خوووش میشد. حالا که اینطوری نیست تو باید سختی بکشی و من با دیدن رنجت بغض کنم.اگه خدا اول هر عهد و قراری میگفت حاضری تمام سختی و بیماریهایی که قراره تو آینده براش بیاد رو تو تحمل کنی با دل و جوووون میگفتم آره، بذار من مریض شم بجاش ولی اون خووووب خوب باشهعشق من زود خووووب شو، ابوالفضل طاقت این حالت رو ندارهدوستت دارم

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

بعد مدتها وقت كردم بيام اينجا ازخودم دلگيرم كه نميتونم سريع بيام من يه معذرت خواهي به عشقم بدهكارم اينقد اين مدت درگير مشكلات خودم بودم كه گاهي يادم ميرفت كسي منتظرم هست.

ميدوني ارزوي هر كسيه كه يكنفر اينقد دوستش داشته باشه اما اين دوست داشتن زياد وظيفه سنگيني روي دوش ادم ميزاره بعضي وقتا كه كم مياري ميشكني من داشتم ميشكستم اما عشقم اومد تكيه گاهي شد و بلندم كرد نزاشت زمين بخورم

ممنونم ازت كه هستي

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

خیلی دلم میخواد بنویسم ولی از خودم نمیتونم. چیزی به ذهنم نمیرسه. ولی شعر هست. فریدون مشیری خیلی خیلی قشنگ حال عاشقی رو درک کرده. اینا دقیقا حال و هوای دل منه ...دوستت دارم هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست! عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه! دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست. نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد ، شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست. تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست کـار با هـستی ِ از دغـدغـه لـبریـزم نـیست بخـت آن را کـه شـبی پـاک تـر از بـاد ِ سـحر ، بـا تـو ، ای غـنچه نشکـفـته بـیامیـزم نـیست. تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ، که با ایـن هـمه شـوق چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـریـزم نـیست. روزهایـی کـه بـی تـو می گـذرد گـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـاش آرزو بـاز می کـشد فـریـاد: در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش! عـشق تـو بـه تـار و پـود جـانم بـسته است بـی روی تـو درهـای جهـانم بـسته است از دست تـو خـواهـم کـه بـر آرم فــریـاد در پـیش نـگاه تـو زبـانم بـسته است.

برچسب: نویسنده: حامد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

صفحه بندی